ممنون که میاین و نظر میدین
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستانی که به این وب سر میزنن
لفن به وبه دیگه ی من با همکاریه دو تا از دوستای گلم هم سر بززن
چی گفتم![]()
نظر یادتووووون نره مرسی
![]()
![]()
شباهنگ
باور نداشتم که گل ارزوی من
با دست نازنین تو بر خاک اوفتد
با این همه ,هنوز,به جان میپرستمت
بالله,اگر که عشق,چنین پاک اوفتد.
میبینمت هنوز ,به دیدار واپسین
گریان در امدی که :"فریدون خدانخواست".
غافل از اینکه من به جز او خدایی نداشتم
اما,دریغ و درد,نگفتی چرا نخواست!
بی چاره دل ,خطای تو در در چشم او نکوست
گوید به من ,:"هر انچه که او کرد خوب کرد".
"فردای ما"نیامد و خورشید ارزو
تنها سپیده ای زو و انگه ....غروب کرد
بر گور عشق خویش پباهنگ ماتمم
دانی چرا نوای عزا سر نمیکنم؟
تو,صحبت محبت من باورت نبود
من ترک دوستی ز تو باور نمیکنم.
پاداش ان صفای خدایی که در تو بود
این واپسین ترانه ترا یادگار باد
ماند به سینه ام غم تو یادگار تو
هرگز غمت مباد و خدا با تو یار باد
دیگر ز پا افتاده ام ای ساقی اجل
جان تشنه ام ,بریز به کامم شراب را
ای اخرین پناه من,اغوش باز کن
تا ننگرم پس از رخ او افتاب را.
فریدون مشیری
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 4:56 توسط ElnaZ
|




